سوار تاكسي هستم. صندلي عقب. بين دو جونور دو پا.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بين دو جونور دو پا من به شجاعت خودم فكر ميكنم: آيا شجاعت همون خريته؟ آيا خريتي كه بارها و بارها تكرار بشه و به صورت يه عادت در بياد همون عقله؟ آيا حماقتي از اين بزرگتر هم وجود داره كه كسي حماقت رو با عقل عوضي بگيره؟

جواب دندون گيري پيدا نميكنم.

به مقصد ميرسم. به يكي از منفورترين بخشهاي تهران: پشت شهرداري. وقتي فكر ميكنم براي رسيدن به اينجا هم پول دادم هم عجله داشتم خنده ام ميگيره. اولش به نظر مياد كه من عارف شدم. اما اين جونوراي دو پا هستن كه زيادي تابلو شدن. تشخيص گرگ بودن و خرس بودن و خوك بودنشون نيازي به چشم بصيرت نداره! همينجوري هم معلومه.

هنوز پشت شهرداري هستم. باد شديدي داره مياد. بين اون همه جونور دو پا احساس ميكنم فقط موهاي منه كه پريشون ميشه. من به تنهايي خودم فكر ميكنم: آيا تنهايي نياز به شجاعت داره؟ آيا شجاعت همون خريته؟ آيا خريتي كه بارها و بارها تكرار بشه و به صورت يه عادت در بياد همون عقله؟ آيا حماقتي از اين بزرگتر هم وجود داره كه كسي حماقت رو با عقل عوضي بگيره؟

جواب دندون گيري پيدا نميكنم.

...

به پشت در خونه كه ميرسم ناخودآگاه ياد اين شعر گونتر گراس ميفتم:

دير به خانه مي آيم

و همچنان كه به دنبال كليد ميگردم

تا در را باز كنم

مي فهمم كه براي ورود به خانه ي خود

محتاج كليدم.

...

موخره ي سر كاري يك: نبودن يا نبودن؟ مساله چقدر خفن است!

خودكشي تنها جنايتيه كه قصاصش همزمان با ارتكاب جنايت انجام ميشه.

موخره ي سر كاري دو:

خر زور: كسي كه مثل خر زور داره.

خر كار: كسي كه مثل خر كار ميكنه.

خر شانس: كسي كه مثل خر شانس مياره؟؟ آخه خر بدبخت شانسش كجا بود؟

خر شانس: كسي كه مدام خريت ميكنه ولي شانس مياره و بلايي سرش نمياد.

 

 

/ 82 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل پر

مرز بين شجاعت و حماقت رو مي دونم خيلی باريکه حماقت و باقی چيزا رو نمی دونم

ع.ک.بينا

سلام رفيق! با نیش گزنده‌ترين و بدبوترين حشرات دوپاي اين شهر (که منم) چطوری؟ حالا مجبوری امتحانش کنی رفيق! به موسی وحی شد: به بندگان ما بگو که از ميان خويش سه نفر برترين را نزد تو آورند.... سه نفر انتخاب شدند و نزد موسی آورده شدند.... پس باز وحی آمد که اين سه را بگو از ميان خويش برترين را معرفی نمايند.... که اينگونه مي‌كنند و كسي از ميان خويش را برترين معرفي مي‌كنند.... باز وحي آمد كه: به اين منتخب بگو در بازار بگردد و پست‌ترين آفريدگان ما را نزد تو آرد.... و موسي ابلاغ مي‌كند فرمان را به منتخب منتخبين! او نيز در بازار براي يافتن اين پست‌ترين به راه مي‌افتد... بر هر كه نظر مي‌كند، دزد، راهزن، دروغگو، زاني، قاتل و... شرم و ترس از خدا اجازه نمي‌دهد تا بدترين و پست‌ترين بنامدش... تا بر دائم‌الخمر زيرپا افتاده‌اي كه هيأتش بيشتر به شگان ولگرد مي‌رفته و انسانيت پاك از او رخت بربسته بوده و بر همه نوع فجوري شهره بوده مي‌رسد و با خود مي‌گويد كه، بحمدا... مأموريت را به انجام آوردم و ... كه ناگاه شرم و ترس وجودش را مي‌گيرد و از خويش و خداي خجل مي‌شود....

ع.ك.بينا

پس دستار را كه در آن روزگار نشانه پاكي و مردانگي بوده از سر باز مي‌كند و چونان آن دائم‌الخمر حيوان‌نما بر گردن مي‌آويزد و نزد موسي باز مي‌گردد كه: هان اين پست‌ترين كه منم! پس خداوند بر موسي وحي مي‌كند كه خلق را و اين مرد را بگو كه او بنده پاك و برترين ماست! نه از اين رو كه ديگرانش چنين خواندند، چه از آن رو كه پس از اين مرتبت خويش را پست‌ترين خواند و كسي را از خويش پست‌تر نتوانست نمود و ديد! پس او بنده برترين ماست! پ.ن.خ.۲. رفيق! نه براي مضحكه كردن خوم، ولي همينه..... حسي كه دارم! مؤخره ۱: شروع عذاب با وقوع جنايت.... مؤخره۲: جالب بود.... خيلي خيلي جالب بود! ممنونم! پ.ن.خ.۱. از غلط‌های تايپی احتمالی معذرت مي‌خوام.... مي‌دوني كه..... بالاخره....

بانو

ته زبونم درد ميکنه تو نميدونی مال چيه؟؟ ... بلاگفا الان کلی عصبيم کرده وب نگينو باز نميکنه اعصاب ندارم از جلو چشام برو کنار!! .... الان يادم اومد اينجا خونه شماست! شرمنده من از جلو چشات ميرم کنار .... اينقدر خوشم مياد تو عزاداری غرق ميشی پيدات نميشه!! فکر کنم تو يا طبالی يا سنج ميزني! کلا به غضنفر اینجوری مياد! ......

بانو

سورن .... اينا در جهت خون به دل کردن علی زدن بود!!

بانو

اون :زدن : اون وسط غلط املايی انشايی تایپی حرص دراوردنی بود!

.·´¯`·«( SORENA )»·´¯`·.

شلام علی برو اونور اومدم جواب بانو رو برم چطوری گلممممممممممم يکی نيست بگه بريد در خونه خودتون اخه بانو جان ساعت دو شب من چطور بيام جوابت رو بدم اون موقع که تو داری سير آفاق و انفس ميکنی بنده در خواب نازکه چه عرض کنم دارم با غولهای توی خوابم ميجنگم

.·´¯`·«( SORENA )»·´¯`·.

بانو جان شما بفرماييد اون گوشه بايستيد بنده با علی حالا کار دارم =================== ميبينم که شور حسينی برت داشته مطلقا خبری ازت نيست التماس دعا داريم حاج آقا. بيزحمت واسه مام دعا کنيد. بنده گناهکار سراپا تقصير خداوکيلی علی مارو اگه يادت بره آخر نامردی هستی اينطوری دعی زورکی از ملت ميکشيمممممممممممم ================ از شوخی

بانو**

اسم وبلاگت منو به ايجا کشوند اسمی که بارها ممکنه هر کدوم از ما با خودمون هجی کرده باشيم... محکوم به زندگی ... به هر حال وبلاگ خوبی داری . منتظورم دست نوشتهای ص۲ادقانه و بی رياست از دل مياد به دل هم ميشينه خوشحال ميشم هب من هم سر بزنی و اگر با تبادل لينک موافق بودی خبرم کنی خوشحال میشم بهاری باشی گرامی