به سلامتی بلاهت

به سلامتیِ بلاهت

از وقتی فهمیدم آدمها به سلایق‏شان بهتر عمل می‏کنند تا به اعتقادات‏شان سعی کردم اعتقاداتم را هم سلیقه‏ای کنم. دیدم اینطور حال می‏کنم که خدایی باشد و زندگی در ماده خلاصه نشود، پس اعتقاد پیدا کردم که خدایی هست و زندگی در ماده خلاصه نمی‏شود. با این وجود باز هم افاقه نکرد این روش. هنوز هم بیشتر وقتها مطابق اعتقاداتم رفتار نمی‏کنم. شده‏ام عین آدمی که به هزار بدبختی برج و بارو و کاخ عظیمی ساخته باشد و با این حال، خود در بیغوله‏ای در کنار آن زندگی کند (همان متلکی که کی‏یر کگور بار هگل کرده بود). حالا مشکل از سلیقه‏ام است یا از اعتقادم نمیدانم. یا سلیقه‏ام اینطور است که دوست ندارم اعتقادم سلیقه‏ای باشد یا اعتقادم این است که سلیقه نباید علت اعتقاد قرار بگیرد. هر چه هست حال و اوضاع خوبی ندارم. هی پیش خودم فکر میکنم اصلا نکند اعتقاد همان چیزی باشد که سلیقه‏ی آدمیزاد هرگز و هیچ وقت با آن جور در نمی‏آید؟ هان؟ یعنی ممکن است؟ اصلا نکند آدم بد سلیقه‏ای باشم و خودم خبر نداشته باشم؟ هوم؟ نکند؟

....

موخره: گور پدر این حرفها! بیا سیگارهامان را به سلامتی بلاهت و نفهمی، مثل دو گیلاس مشروب به هم بزنیم و آتش کنیم. دوست دارم لابلای همان کام اول سوال کنم چه خبرها دیگر؟ کی خانه‏ی تان مکان میشود پس؟!

 

/ 12 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خروشچف ماخین

راستی می دونم خودت می دونی خیلی خوب می نویسی ولی خیلی خیلی خوب می نویسی. :)

پیچولیده در وجود خویش

میدونی مثل مثال اول تخم بوده یا تخم مرغ سلایق چهارچوب یعنی اعتقادات رو میسازن و اعتقادات هم از مجموع سلایق نشات میگیرن.تو دقیقا مطابق جفتشون عمل میکنی منتها اونی که فکر میکنی اعتقاداتتن اعتقادات آرمانی تو هستند که دوست داری اینجوری باشی ولی هنوز از مرحله نهادی خودت به قول فروید رد نشدی. ببخشیدا نمیخواستم فضولی کنم.

حوا

یا ما پیش-دستی کنیم و بپرسیم: پس کى تو و زیدت مکان-لازم می شوید پس؟!

رضاکاظمی

علی دوباره فیس فیستو راه بنداز ! ( فیس بوکتو بابا، زهی خیال باطل! )... بیا بهانه ای هم میشی برا بیشتر سر زدن من... تصدقت. مطلبتم نشد بخونم. بعدن میام. عُمرن اگه بیام[چشمک]

بانو

من کم گیج بودم الان دیگه کاملا قاط زدم!

بانو

تا الان فکر میکردم اعتقاداتمه! [ابرو]اما الان شک کردم! ای لعنت بر پدر فلسفه با این همه تشکیک!!!!!

بانو

اما این بلاهت نیست! یه جوری تردیده! بین دوتا چیز که هر جفتشم یه جوری درستن!

بانو

ااا به سلامتی مکان شدن![نیشخند]

کدئین

نمی‌دونم چرا اعتقاد و سلیقه رو جدا می‌کنی، سوژه که این چیزا سرش نمی‌شه، سوژه خره ولی اگه منظورت از اعتقاد و سلیقه، شکاف بین نظر و عمل و ایناس، مراتب همدردی خفن ما رو بپذیر