سگی بگذار ما هم مردمانیم

سگی بگذار ما هم مردمانیم

حالا این پسربچه ی سه ساله یک پدربچه ی چهل ساله هم داشت که از وقتی آمده بود برای شام، داشت تقصیر قهر بودنش با فک و فامیل را می‏انداخت گردن این و آن. به نظرش فلانی از بیخ به درد معاشرت نمی‏خورد و زن فلانی موج منفی میداد و فلان خاله جادوگر بود و فلان عمو زیاد قیافه میگرفت و فلان کسک راس ساعت ده و نیمِ فلان روز با منظور دست توی دماغش کرده بود و آن یکی شب عروسی‏اش مخصوصا گومبا گومبا رقصیده بود که ضایعش کند و آن دیگری محلش نگذاشته بود و درست سلام علیک و احوالپرسی نمیکرد و فلان یکی اصولا نکبت بود و از این حرفها. دیدم ول کن پاچه‏ی ملت نیست بلند شدم به هوای یک بامبولی بچه را مثل گونی برنج بغل زدم ببرم طبقه‏ی پایین که نفسی تازه کرده باشم. رسیدیم وسط هال پایین که پسرک با نگرانی داد زد: چشام خراب شده باز نمیشه. جواب دادم چشات بازه عمو اتاق تاریکه! آخر ظلمات بود طبقه‏ی پایین. خنده‏ام گرفت. حرفم را نمی‏فهمید. هنوز زیر لب تکرار میکرد چشام خراب شده. برگشتم بالا قضیه را تعریف کنم بلکه پدرش یاد بگیرد از بچه، اول از همه عیب و ایراد را در خودش جستجو کند. افاقه نکرد با این حال. همچنان از نظر او عیب از فلانی بود که در فلان روز از قصد در را محکم کوبیده بود به هم و در فلان تاریخ از بالا انداختن ابروی فلان فلان شده‏اش فلان منظور رکیک را داشت.  بی خیال پاچه‏ی ملت نمیشد. من هم که داشتم می‏گشتم دنبال یک بامبول دیگری محض خلاصی از دستش. دنیای عجیب و غریبی‏ست کلا. (نمیدانم این جمله آخر چه ربطی داشت الان)

 

/ 15 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خروشچف ماخین

وای چه آدم آشوبی! بچه هه رو عشقه و اون عمویی که بهش گفتیو:دی مور مور نشدی جون من وقتی بهش گفتی عمو؟:دی حس کردم یه لحظه خیلی سن داری شدی.. راستی دقیقا چند سالته؟ پ.ن: تشکرات فراوان از جهت متحول شدن:دی

miladi

بعضی موقع تاپیکات رو چندین بار میخونم .ولی خدایش خیلی سنگینه مفهومش.

o2

یک حالی میده سر و کله زدن با این آدمها که نگو[نیشخند]

عابر پیاده

آقا به کلبه ی مام سری بزنید. خوشحال میشیم. :دی

شادی

سلام. [لبخند] با اجازه لینک شدید!

اردیبهشتی

چه خوب که بچه مثل پدر نشده بود. کور خود ، بینای دیگران . من همیشه برام سواله که اینا حتی یه بارم با خودشون فکر نمیکنن که چه جوریه که همه عالم ناجور و بد هسن الا اینا؟

یوسف

آخ آخ اینقدر بدم میاد از این آدمای پرمدعا که فکر می کنن تمام دنیا همه بیکارند و فقط همین یک کار را دارند که برای اینها چشم و ابرو بیایند و با حرف و نیش و نگاه و ... اینها را اذیت کنند آخه بابا جان اصلا کی شما رو جزو آدم حساب کرده که حالا بخواد با منظور و بی منظور حرصتون بده داغ دلمو تازه کردی

بانو

نقد کردن که راحته اما خودمون چی؟ پیش نمیاد این مدلی شیم عمو؟؟;)

حلزون خوشحال

اینجور آدما میو میو ی گربه رو هم به خودشون میگیرن خیلی حال کردم با متنت [گل]