حقيقت و روش!

آدمايي هستن كه براي رسيدن به مقصد عجله دارن. قدمها رو بلند بر ميدارن. سريع حركت ميكنن. به قول خودشون پله هاي ترقي رو دو تا يكي بالا ميرن. تو كل ايام تحصيلشون هر دو سال رو تو يك سال مي خونن و اگه ميتونستن دلشون ميخواست تو عمرشون هم هر دو سال رو تو يك سال بگذرونن. طوريكه مثلا تو سال بيستم زندگيشون چهل سال داشته باشن!

آدمايي هستن كه براي رسيدن به مقصد عجله دارن. از نظر اين جور آدما كار احمقانه ايه كه آدمي با اين حجم كم عمر وقتش رو به تماشاي مناظر ميون راه صرف كنه. بايد بدون هدر دادن وقت سرعت قدمها رو مدام افزايش داد و فقط به مقصد فكر كرد.

آدمايي هستن كه براي رسيدن به مقصد عجله دارن اما نميدونن كه درك دقيق كمال جز به درك طريق كمال ممكن نيست!

اينجور آدما بزرگترين اشتباهشون اينه كه ميخوان همونطوري زندگي كنن كه زندگي ميكنن! بين زير بنا و روبناي زندگي خلط ميكنن و بدون اينكه فرق اين دو جنبه از زندگي رو بفهمن قواعد يكي رو به ديگري تسري مي دن. همون تصوري رو از مسير و مقصد معنوي دارن كه از مسير و مقصد مادي دارن. و اين همون چيزيه كه باعث ميشه به خطا برن و هيچ وقت به مقصدي كه در انتظارش هستن دست پيدا نكنن.

در حقيقت فرق خيلي بزرگي بين مسيرهاي مادي با مسيرهاي معنوي وجود داره. توي امور مادي مقصد هويتي مستقل از مسير داره. طوريكه شما ميتونيد بدون درك مسير و فقط با پشت سر گذاشتن اون به هر شكل ممكن، به مقصد برسيد. مثلا كل مسير تهران تا مشهد رو خواب باشيد و وقتي چشمتون رو باز كنيد ببينيد كه رسيدين به مشهد. به همين راحتي!

اما توي امور معنوي مثل علم و هنر دين و عرفان و زير بناي زندگي، مقصد هويت مستقلي از مسير نداره. توي اين امور مقصد نقطه اي نيست كه در پايان راه قرار داشته باشه بلكه مقصد عبارته از كليت راه! خود راه از آغاز تا پايان. طوريكه اگر كسي جزء به جزء مسير رو درك نكرده باشه به مقصدي كه مد نظرشه هرگز دست پيدا نميكنه.

يه مثال خيلي سطحي و ساده اش مساله ي علمه. اگر مقصد كسي علم باشه هرگز نميتونه سرسري و با عجله واحدها ي تحصيليش رو به سرعت پاس كنه و به علم برسه. اين فرد نهايتا به مدرك دست پيدا ميكنه نه علم.

همينطور براي رسيدن به حقيقت هستي و معناي زندگي هم نميشه به همون روشي عمل كرد كه براي رسيدن به مقاصد مادي عمل ميكنيم........ (حوصله ام ته كشيد!)

 

/ 46 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريدون زاکانی

سلام. من هم منتظرم ببينم اين سر را کی به اميد خدا تحويل می دهم!

بانو

منابع نا آگاهتون کيان؟؟

فاطمه گ

علی آقا سر بزنين سرافرازمون کردين

شری

علی جان توی اين سی سال هيچوقت نتونستم اونقدر عميق زندگی کنم....احساس کردم چقدر از ديگران ...از تو...چقدر فاصله دارم...خيلی...حالا ديدی نااميدی هم داره؟؟

يه دوست

سلام! لطفا عنوان يه دوستو زير سوال نبر تقصير از بعضياس که دوستاشونو دشمن ميبينن

مهدی

سلام يه سرم به ما بزن

ع.ك.بينا

سلام رفيق! اين يعني سرسره سربالايي را وارونه از ماتحت بالا رفتن.... يا از سر پايين آمدن.... يا چيزي شبيه همين! پ.ن. ياد جمله‌اي افتادم: «قدم‌هاي بلند براي خشتك آدم‌هاي قدكوتاه خوبيت ندارد!» خوب است آدم براي بلندتر شدن قدش بيشتر و پيشتر از قدم‌هايش اهميت قايل باشد... اين براي خشتكش هم بهتر است!