دل و سر 1

 

رابطه ی دل و سر

(همه ی ضمایر متکلم به مخاطب، و بالعکس، قابل تغییرند!)

.

آنقدر به این و آن سرگرم شدی day and night

که از تو دلسرد شدم

نمی‌دانستی بدان

دل به دل اگر راه دارد

دل به سر بزرگراه دارد!

.

سنگدل بودی که با من

سرسنگین شدی.

سبک‌سر بودم که برایت

دلتنگ شدم

.

هر قدر سر به سرت می‌گذرام

دل به دلم نمی‌دهی،

تا دل به دلت می‌دهم

هی سر به سرم می‌گذاری

.

ــ "دلخوش به سرخوشی توام"

و تو با قهقهه ای

از دلخوشی مضحکم

سرخوش می‌شوی.

سرمست قهقهه می‌شوی

از هق هق دلم.

.

دلخسته شدم

بس که مرا سر دواندی.

سربسته بگویمت

دودل شده ‌ام

در اینکه یکسره

دلبسته ام باشی

.

در گیر و دار عشقبازی

دلم که می‌شکند

با سفسطه می‌خوانی:

"بازی اشکنک دارد

سرشکستنک دارد"

که دل به سر راه دارد

که حکم هر دو یکی‌ست

که یعنی یعنی

این بازی فل ندارد!

...

پشت صحنه:

ـ به نظرت رابطه ی عشق و عقل چه جوریه؟

ـ مثل رابطه ی دل و سر!.....مثل رابطه ی من و تو!

ـ شایدم رابطه ی من و تو!

ـ شاید!

موخره‌ی یک: ادامه دارد...

موخره‌‌ی دو: نقاشی از Yanna Igumnova ..... نام اثر: day and night

 

/ 37 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو

قبل از کرامات لینک دونیت خودم بگم آپم![نیشخند] ولی انگار لینک دونیتم کراماتشو از دست داده![چشمک]

ع.ک.بینا

سلام رفیق! منو ياد شعري از كتاب شبگير هوشنگ خان ابتهاج انداختي رفيق به نام «آزار»: دختري خوابيده در مهتاب چون گل نيلوفري بر آب خواب مي‌بيند خواب مي‌بيند كه بيمار است دلدارش وين سيه‌رويا شكيب از چشم بيمارش باز مي‌چيند مي‌نشيند خسته‌دل در دامن مهتاب چون شكسته بادبان زورقي بر آب مي‌كند انديشه با خود: از چه كوشيدم به آزارش؟ وز پشيماني سرشكي گرم مي‌درخشد در نگاه چشم بيدارش روز ديگر، باز چون دلداده مي‌ماند به راه او روي مي‌تابد ز ديدارش مي‌گريزد از نگاه او باز مي‌كوشد به آزارش... خوشحالم که می‌نویسی....

پگاه

این عکس قبلا هم بود؟ من ندیده بودم

پگاه

اون پل خواجو نه سی و سه پل...[قهقهه] سی و سه پل اصلا جای نشستن نداره[چشمک]

نیلوفر

می دونید چیه؟؟؟انگار کسی که این پست رو نوشته بین دوره هخامنشی و عصر حاضر گیر کرده!!(این فقط حسم بود!!که به احتمال قوی حس اشتباهیه!اما بعضی اصطلاحاتش خیلی عامیانه بود خوب![نیشخند]اونم درست جاهایی که قبلش یک جمله ی کاملاً ادبی اومده!) یه خوبی خیلی بزرگی که داشت این بود که معنا توی کلمات گم نشده بود!!جدیداً همه یک سری چرت و پرت می نویسن با زرورق کلمات قشنگ و جالب!!(منظورم اصلاً این نیست که کلماتش قشنگ و جالب نبودن!منظورم این بود که کلمات قشنگ و جالب و معنادار بودند!)

نیلوفر

هرچی فکر می کنم نمی تونم دل رو به سر ربط بدم!همون طور که نمی تونم رابطه ای بین عشق و عقل پیدا کنم![نیشخند]

نیلوفر

خاک بر سرشون اما ما پرشین را دوست می داریم!!و بعدش بلاگ اسپات!!!(وردپرس مزخرفه!من نمی تونم براش کامنت بذارم!!بلاگفا هم یه جوریه!!ضایع است[نیشخند]!)

تراموا

بازی، چندمه؟

میلاد

سلام برادر...ما وبلاگتان را با opera باز کردیم ها و حالا داریم با fire fox کامنت می گذاریم ها. عجب بساطی شده این پرشیان بلاگ.آقا پاشو بیا پیشه خودمون ها!( به سبک پیرمرد خنزرپنزری بوف کور بخوان)

تراموا

چقده سکسی شده اینجا! این قالبت هم با فایرفاکس مشکل داره‌ها عزیز...