مرگ‌آگاهی

مرگ‌آگاهی (به دعوت نیلوفر)

اگر روزی بفهمم که فقط بیست و چهار ساعت برای زندگی وقت دارم و حداکثر تا یک شبانه روز دیگه زرتم قمصور میشه و قلپ قلپ ریق رحمت الاهی رو سر می‌کشم، با توانی برابر هفتاد اسب بخار دو دستی توی سرم می‌کوبم و همینطور که در محدوده‌ی دانگ ششم دیوانه وار از عمق جان نعره می‌زنم و عربده می‌کشم مثل مرغ پر کنده‌ی نیم‌بسمل، موی‌کنان و مویه‌کُنان طول و عرض اتاقم رو می‌دوم و در هیبتی رقت‌آور مدام به در و دیوار می‌خورم. پس از مبادرت مبسوط به مراسم کولی‌بازی فوق الذکر بلافاصله و بدون فوت وقت سه تا سجاده رو زمین پهن می‌کنم و با به کار گیری آخرین متد اشک درآر التماس و خواهش و تمنا، و به یاری چند عدد تسبیح و قرآن و مفاتیح و الباقی ابزار آلات زنجموره، دو شیفته به توبه و انابه و استغفار و جبران مافات پرداخته، ضمن اعلام برائت از تمامی اعمال ننگین و نکبت‌بار و زشت و زننده و وقیح و قبیح گذشته‌ی تاریک ضلالت‌بارم، مراتب پشیمانی و ندامت و غلط‌کردگی و چیز‌خوردگی خود رو خالصاً مخلصاً به درگاه حضرت احدیت ابراز می‌کنم.

.....

تراموا دعوته (کلوز آپ ترام: w-:)

 

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو

خوشم میاد که یاد گرفتی کسیو دعوت به شکنجه نکنی![چشمک]

بانو

در مورد پست قبلتم که پیغام نوه ات رو بهت رسوندم که گفت واسه زیر 18 سال بد آموزی داره ! (نوه ات یه ذره تازه کاره! خودم درستش میکنم!)[نیشخند] ازین پس برای پستهایتان محدوده سنی مشخص کنید![خنده]

بانو

داستان جالبی بود فقط من ارتباط معنایی مشخصی برای بعضی مفاهیمش پیدا نکردم! حالا بعدا می پرسم ازت.

بانو

راستی چند وقته از همسرت خبری نیست! نگران نشدی تو نامرد؟؟[چشمک]

میلاد

به هر حال اگه رفتنی شدی شرت اضافی یادت نره.

nooshin29

خوشم میاد که روراستی!

مصطفی

خب به هر حال همه یه روز میمیرن[چشمک]

تراموا

خودت چطوری؟

فرناز

دقیقا" همان کاری که من می کردم [لبخند] البته یکی هم اون پایین این رو نوشته .. اینو بعد اینکه نوشتم فهمیدم . تفاهمه دیگه ..

نسیم

به! چطوری تو؟ نیستی بابا! [چشمک] منم فکر کنم فقط به گریه زاری برسم...