دنیا شبیه آدمهای خل وضع است

دنیا شبیه آدمهای خل وضع است

وقتی جهان با همه‏ی طول و عرض و ابعاد وسیعش تا این حد پیر و بی بنیاد و فرهاد کش است که افسون و حقه و نیرنگش جان شیرینِ شصت ـ هفتاد ساله‏ را کوفت آدمیزاد میکند(1)، وقتی تا این حد هردمبیل و هر کی به هر کیست که در قاموس بی‏ناموس بی سر و تهش، خزف بی‏همه‏چیز نفله‏ای از سر تغابن و کلاشی رونق بازار لعل را می‏شکند و خون به جگرش میکند(2)، وقتی آنقدر سست نهاد و جن.ده خصال و گربه صفت و بی‏وفاست که به عجوزه عروس هزار داماد تشبیهش کرده‏اند(3)، وقتی قانون و قاعده‏ای جز سالوس و ریا و کاسه‏لیسی و چاپلوسی و تملق سرش نمی‏شود و آنقدر سفله پرور و بی‏شعور و احمق و ابله و نفهم است که آسمانش کشتی ارباب هنر را با خاک یکسان میکند(4) و فلکش به مردم نادانِ سگ‏صفت و پست‏فطرت، زمام مراد را دو دستی تقدیم میکند(5)، وقتی کار و بار پوچ و بی معنی‏اش جمله هیچ بر هیچ و مسخره و مضحک و مزخرف است(6)، وقتی با کمال وقاحت و قباحت از فرط جهالت و خبث طینت و بخل طبیعت و سوء عادت، خر بی مقداری را طوق زرین ریاست و صدارت می‏بخشد و پالان خفت و حقارت به کمر اسب می‏گذارد(7) وقتی تا این حد قرمساق و قرمدنگ و قالتاق و قرمپف و قزبیت و قر و قناس و نسناس و جعلنق و جرتنقوز و دبنگ و الدنگ و دکل‌باز و دیوث و شارلاتان و شلتاقی و شامورتی و پیزوری و پشندی و افندی و پیزی‏گشاد و سلندر و خزعبل و ملعون و بی‏شرف و پفیوز و لندهور و پتیاره و لجاره و سلیته و لکاته و لکنته و قرشمال و وقیح و پاپتی و گیس بریده و چشم‏سفید و پاچه‏ورمالیده و شِرتی‏شلخته است(8) دیگر برای چه جدی‏اش بگیریم؟ دنیا شبیه آدم‏های خل وضع است. جدی نگیریدش(9). اصلا ارزشش را ندارد(10). هیچ غمتان نباشد اگر اوضاع به کام نیست(11). این نیز بگذرد(12). کون لقش(13)

...

(1) جهان پیر است و بی‏بنیاد ازین فرهادکش فریاد/که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم/حافظ

(2) جای آن است که خون موج زند در دل لعل / زین تغابن که خزف می‏شکند بازارش / حافظ

(3) مجو درستی عهد از جهان سست نهاد / که این عجوزه عروس هزار داماد است / حافظ

(4) آسمان کشتی ارباب هنر می‏شکند / تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم / حافظ

(5) فلک به مردم نادان دهد زمام مراد / تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس / حافظ

(6) جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است / هزار بار من این نکته کرده‏ام تحقیق / حافظ

(7) اسب تازی شده مجروح به زیر پالان / طوق زرین همه بر گردن خر می بینم / حافظ

(8) حافظ به زبان ساده

(9) گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع / سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت‏کوش / حافظ

(10) دمی با غم به سر بردن جهان یکسر نمی‏ارزد/ به می بفروش دلق ما کزین بهتر نمی‏ارزد / حافظ

(11) غم جهان مخور و پند من مبر از یاد / که این لطیفه‏ی عشقم ز رهروی یاد است / حافظ

(12) چون سر آمد دولت شبهای وصل / بگذرد ایام هجران نیز هم / حافظ

(13) به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می‏باش/که نیستی‏ست سرانجام هر کمال که هست/حافظ

 

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مداد گلی

بیشتر میشه فهمید که چقدر بعضی لغات سنگین بود. بعضی هایشان را بعد از سال کنکور دوباره دیدم...

بانو

قبل خوندن توضیحات زور زدم تا بیتهای مربوطه رو با کمک ته مونده حافظه ام یادم بیارم! بد نبود! 5تاشو حدس زدم:دی .... خیلی جالب بود! ترکیب سنت و مدرنیته:)) پایان نامه کار دستت نده!:)) .... موافقم! دمی را که در آنیم غنیمت شمریم!;)

یکی از ای دور و ور.

گاهی با دیدن قلم قوی ات واقعا تعجب می کنم چرا اینقدر به مقوله فحش علاقمندی (شاید یه جور بیماری!) .

پری زهرا

سلام به من هم سر بزنید.www.inasheghaneha.persianblog.ir

زنیکه

دنیا خره گاوه منه سوارم می شه راه می بره تا دم ...گا می بره

مث شب نم

تعبيرت از بند 8 و 13 خيلي جالب بود !! عجب ادبياتي !!

خروشچف ماخین

علی ادبیات فارسی ت خوبه ها!!!:دی اوصولا رفرنس رو معنا کردی در این پست!:دی

دون ژوان

من بی خودی از کسی تعریف نمی کنم ولی کارت محشره.