اين هماني<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

نماي اول:

روز

خيابون

درختهاي خيابون

مغازه هاي خيابون

و آدمهاي خيابون

 كه براي ارضاي گرسنگي و شهوت

دنبال جفت و غذا پرسه ميزنن.

 

نماي دوم:

نيمه شب

همون خيابون

همون درختها

همون مغازه ها

و سگها

 كه براي ارضاي گرسنگي و شهوت

دنبال جفت و غذا پرسه ميزنن.

همون سگها!

...

موخره: اين خيابون يكي از خيابوناي اصلي كره ي مريخه! هيچ ربط مستقيم يا غير مستقيمي به خيابونهاي كره ي زمين نداره.

...

يه تشكر ويژه هم بايد بكنم، هم از خدا كه جلوي عزرائيلش رو گرفت! و هم شما كه دعا كردين تا ماجراي رها به خوبي و خوشي تموم شه! (عينهو اين سريالاي ايراني!).....قربان همگي

 

/ 61 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

حالا من کوتاه اومدم هزينه خدشه دار شدن ديوار که روش يادگاری نوشتی رو محسوب نکردم جايزه رو که نمی شه محسوب نکرد می شه؟ نه نمی شه آخه

سايه

جالب بود و به ياد ماندنی موفق باشی

الهام

از مرکز به برج مراقبت: هم اکنون يک صدا دريافت شد که لحنش مجهول بود لطفا برای شفاف سازی اقدامات لازم را مبذول فرمایید با تشکر جیمبو

شيرين

آپ نمی کنی؟ بابا مرديم از بس هی اومديم تو اين متنه غرق شديم

بانو

اگه ارسطو بفهمه داری خودشو با روش خودش اينجوری به فضاحت ميکشونی..... حالا ما فرض ميکنيم حيوان ناطقی غير از انسان هم داريم تا قضيه خيلی جدی نشه!!!

بانو

خدشه به کدوم ديوار افتاد؟ اون که ديگه کارش از خدشه گذشت ... مگه سرت نخورده بود بهش؟؟ يه پولی ميذاريم از نو ميسازيمش... اين دفعه بدون دررو!!!

بانو

برج مراقبت يه قرار بذاريم همه درکه به صرف پيتزا بانالی!!

سامه

ماجراي رها چيه ؟ همونی که رفته بودی تو کما ؟