خوشبختی/ بدبختی

خوشبختی/ بدبختی

خوشبختی یعنی اینکه:

وقتی تصادف کردی خوشحال باشی که یه تصادف جزئی بوده و آسیب زیادی به ماشینت وارد نشده

وقتی تصادف شدیدی کردی و ماشینت آکاردئون شد خوشحال باشی که بیمه­ای

وقتی یادت اومد مدت بیمه ت تموم شده بگی باز خدا رحم کرد که حداقل به خودت صدمه­ای وارد نشده

وقتی به خودتم آسیب رسید و مثلا دستت شکست خوشحال باشی که حداقل دیگه پات نشکسته

وقتی پاتم شکست خدا رو شکر کنی که لااقل سرت سالمه

وقتی سرتم شکست با خودت بگی شانس آوردم که قطع نخاع نشدم

و وقتی قطع نخاع شدی بگی باز جای شکرش باقیه که هنوز زنده ام

اما بدبختی یعنی اینکه:

بمیری و تمام!

به عبارت دیگه خوشبختی وضعیتیه که بدتر از اون هنوز امکان داره و بدبختی وضعیتیه که بدتر از اون دیگه امکان نداره!

....

موخره 1: نتیجه ی اخلاقی(!) این تعریف از خوشبختی و بدختی این میشه که تا وقتی زنده­ هستیم می­تونیم خوشحال باشیم که خوشبختیم! به عبارت دیگه اصلا نباید نگران بدبختی بود و ترسید که نکنه یه روز بدبخت شیم(لاف گزاف). چون بدبختی فقط در مرگ اتفاق میفته و اونطوری که یکی از فیلسوفان اپیکوری گفته از مرگ نباید ترسید چون تا وقتی ما باشیم مرگ نیست و وقتی مرگ باشه دیگه ما نیستیم. (البته بماند که وقتی حاکم شهر همین جناب فیلسوف رو به مرگ محکوم کرد بنده خدا کلی به جزع و فزع و التماس و عجز و لابه و انابه و خواهش و تمنا و زنجموره و کولی بازی افتاد که نکشنش!)

موخره 2: هر کلمه ای توی سیاق های مختلف معانی مختلفی داره. مثلا تمیزی. تمیز به صورت معمولی توی خونه یعنی شسته شده، توی بیمارستان یعنی ضد عفونی شده، توی فقه یعنی نجس نبودن، توی خوابگاه یا پادگان وقتی گفته میشه فلان ظرف تمیزه یعنی اگه توش چیزی بخوری نمی­میری، توی خیابون و موقع دختر بازی یعنی دختر خیلی خوشگل و تیکه!، توی سکس یعنی... (تا دهن من وا نشده حرفمو قبول کنید). الغرض؛ خوشبختی و بدختی توی این پست در سیاق عالم مادی و دنیوی مطرح شده. یعنی بدون در نظر گرفتن زندگی پس از مرگ و حتی بدون در نظر گرفتن ارزشهای والای انسانی در همین زندگی دنیایی!

موخره 3: این پست ادامه داره؟ (با شما نبودم داشتم فکر میکردم)

 

 

/ 22 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

یاد صدقه دادن افتادم که با این تعریف همیشه باعث میشه ما خوشبخت بشیم[خنده] میشه؟؟!![چشمک]

من

عجیب نوستالژی کامنت گذاریهایمان مرا گرفته است و ول نمیکند!!![خنده][نیشخند]فراجنسیتی![چشمک]

من

اسم این نظریه ات رو بذار " نسبیت " [نیشخند] حالا نگفتم یعنی با اینشتین کل کل کن! منظورم اینه که همه چی ازین نسبی بودن لعنتی در میاد![ابرو]

فرهاد خان

با سلام بسيار عالي بود . بسيار عالي ... اما جمله اي هم در مورد خوشبختي گفته اند و آن اينكه :"خوشبخت واقعي كسي است كه آنقدر مشغله فكري داشته باشد كه فرصت فكر كردن به اينكه خوشبخت است يا نه را نداشته باشد" بدرود...

رها

پس خوشبختم چون هستم! هان؟ شایدم برعکس! اما راستش دیشب که خواندمش تا 1.5 خواب نداشتم ! آخر این روزها مغزم کمی قاطی پاطی کرده ... و این پست هم مزید بر علت شد انگار![نیشخند] اما این معانی مختلف داشتن یک جور نسبیت را می رساند! خیلی قبولش دارم بابابزرگم همیشه حکایت پیرمردی را برایم تعریف می کرد که دو دختر داشت و... [لبخند]

خود.....

من فکر می کنم تصویر مطلق بدبختی تو مرگ نیست یا نبودن /مثلا تو مثال اول وقتی طرف قطع نخاع بشه و یه سالی نباتی زندگی کنه چون عملا قابلیت تجربه و استقلال و بیان و زندگی ازش گرفته میشه دیگه مرگ حالا بدتر نخواهد بود دقیقا اون وضعی که توش قرار گرفته حالت بدتر خواهد بود و شاید مرگ و نبودن و درک و فهمی به وضعیت خودش نداشتن حالت بهتر باشه و نه تنها بودن و وجود داشتن ! به هر حال به نظر من این حالت بدبختی و خوشبختی با توجه به وضعیت و تعاریف و نقطه ضعف و انتظارها هر کسی نسبت به زندگی و نحوه ی قرار گیری اون ادم توی زندگی و عشقش به مفهوم بودن و وجود داشتن تعریف میشه !

پگاه

من میگم خوشبختی وقتیه که خوشبین باشی و بدبختی و قتی بدبین

بلاگچه

با سلام و درود؛ شما دعوت به عضویت در سایت میکروبلاگینگ و جامعه مجازی بلاگچه شده اید. بلاگچه، یک سرویس میکروبلاگینگ فارسی و یک جامعه مجازی برای ارتباط شما با افکار, عقاید و نوشته های دوستان، آشنایان و افرادی است که منتظر آشنایی با شما هستند! blogche.ir

ساغر

خوب البته وقتی هم مردی باید خدا رو شکر کنی که زنده نموندی وگرنه بدبخت تر میشدی!!! . درست میگی[گل]

الین

به نظر من خوشبختی اینه که همون اول خلاص بشی تا مجبور نباشی اینقدر خودتو خر کنی .