قاچاقچی شعر

قاچاقچی شعر

به اتاقم که رفتی

برو به سمت کتاب ها

کتابخانه ی اول از سمت راست

قفسه ی دوم از پایین

تاریخ هرمنوتیک

جلد 2

صفحه ی هفتاد و پنج

سمت چپ

بالای صفحه

کمرنگ

با مداد نوشته شده:

امکان ندارد عشق باشد تو نباشی

با متن ممکن میشود فرض حواشی

 

عاشقانه هایم را اینطور جاساز کرده ام.

 

/ 13 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
!

هرچند اسیر محنت و دردم من عمرا اگر از ره تو برگردم من ترك ره عشق كار نامردان است هیهات! كه ناسلامتی مَردم من این عاشقانت رو کدوم کتاب کدوم صفحه جاسازی کردی؟[نیشخند]البته فک کنم فلبداهه گفتی ثبت و ضبطش نکردی؟!!(شیطونه خواست گولم بزنه به اسم خودم پخشش کنم[زبان])

!

این عاشقانه 4 سال پیش نگارنده نیم تنه می باشد،مثل نیما یوشیج تو حال خودش میگفت و منم مثل جلال آل احمد یه جا جاسازی میکردم تا هنرش برای آیندگان بمونه و مایه پیشرفت و اعتلای هنر بشه[نیشخند] نیم تنه قدرِ این دوستتو بدون[نیشخند]

سال

آدم احساس غربت میکند وقتی مجبور باشد عاشقانه هایش را حتی جاساز کند بسیار زیبا بود

مداد گلی

یادش نرود. اشتباهی ان جایی را بخواند که نوشتی برو. حالا منظورت غمی. اشکی چیزی بوده...

غضنفر

چه خوشگل!

بانو

همیشه همینجاهای فرهنگی جاساز میکنی؟:دی

الهام

عاشقانه هایت را عاشقانه نهان می کنی ..