فحش پژوهي!

 

به قول هدايت اين ديگه چيزي نيست كه بخوام اونو از تو لنگم در بيارم. هر كي كه با ادبيات ايراني آشنايي داشته باشه قبول ميكنه كه بي برو برگرد زبان فارسي از اون زبانهاييه كه غناي زيادي از نظر فحش و ناسزا داره! اينقدر توي اين زبون فحش هاي مختلف و متنوع وجود داره كه اگه همه ي اين فحشها از توي منابع مختلف جمع آوري بشه و از حالت پراكنده در بياد ميشه يه كتاب قطور به حجم تقريبي پونصد ششصد صفحه! اسمش رو هم ميشه گذاشت فرهنگ جامع فحشهاي ايراني! خب چه ايرادي داره اين كار. به نظر من كه يه كار كاملا فرهنگيه و فايده هاي مهمي هم برش مترتبه!

اوليش اينكه ديگه تو دعواها و بگو مگو هاي روز مره كه پيش مياد آدم فحش تكراري نميده يا نميشنوه. بلكه براي اون منظوري كه دقيقا توي ذهنش هست فحش مناسب رو انتخاب ميكنه! چون تا اونجايي كه من فهميدم غناي زبون ما از نظر فحش، ماشالا هزار ماشالا بزنم به تخته اينقدر زياده كه توي اين زبون براي هر صفت رذيله اي و هر موقعيتي فحش مناسب اون صفت و موقعيت وجود داره. والا ديگه خسته شديم اينقدر فحش تكراري و كليشه اي داديم و شنيديم. آخه انصافا حيف نيست فحشاي قشنگ با معنايي مثل قرمساق و قرمدنگ و قالتاق و قلچماق و قلتشن و قرمپف و نسناس و جعلنق و جرتنقوز و دبنگ و الدنگ و دكل‌باز و ديلاق و شارلاتان و شلتاقي و شامورتي و و پيزوري و پشندي و افندي و پيزي گشاد و سلندر رو كنار بذاريم و فقط به جاش بگيم مرتيكه ي خر يا مرتيكه‌ي الاغ عوضي؟ يا مثلا فحشاي با حالي مثل پتياره و لجاره و سليته و شلافه و قرشمال و آپارتي و وقيح و پاپتي و گيس بريده و چشم سفيد و پاچه ورماليده و شرتي شلخته و شرنده رو فراموش كنيم و همه اش بگيم دختره‌ي پرو؟ (حيف كه اينجا زن و بچه ي مردم رفت و آمد مي كنن و الا بهتر ميشد مطلب رو موشكافي كرد!)

دومين فايده اينه كه مردم يه كم از معاني فحشها اطلاع حاصل ميكنن و علاوه بر اينكه از اين رهگذر سطح آگاهي عموميشون بالا ميره ديگه فحشي رو هم اشتباه و نابجا استعمال نميكنن! مثلا واژه‌ي اكبيري كه معمولا به معني بي ريخت و بد دك و پوز و ازبك استفاده ميشه در اصل به معني آدم بدبخت و ادبار گرفته و نكبتيه. چون اصلا اكبير يعني بدبختي. يا مثلا فحش اوگه‌اي كه معمولا به معني اويار‌قلي و اوشكول و گاگول و غربتي و امل و عقب مونده استعمال ميشه در اصل به معني ناتنيه. مثلا ميشه به جاي برادر ناتني گفت برادر اوگه اي. يعني اصلا اين واژه معناي توهين آميز نداره و استعمال اون به عنوان يه فحش يك غلط مشهوره. مثل واژه‌ي سگ مرام كه به معاني لئيم و پست فطرت و رذل و بي‌شرف و نمك نشناس به كار ميره كه اصلا به نظر نميرسه تركيب و تشبيه رسايي باشه و اين معاني رو بده. بهتر بود به جاش ميگفتن گربه مرام!

به هرحال، غرض اينكه جمع آوري فحش هاي زبون فارسي كمك شايانيه به فرهنگ غني اين مرز و بوم و ارتقاي سطح آگاهي عمومي جامعه! اما بايد توجه داشت كه جمع آوري اين فحشها منحصر به موارد ذكر شده يا فقط فحشاي ناموسي يا فحشهايي كه با كلمات ناجور تركيب شدن و من فعلا از ذكرشون معذورم! نميشه. اين فحشها با همه ي تنوع و گستردگي كه دارن و عليرغم معاني بلند و عميق و بعضا جالب و خنده داري كه دارن! فقط قطره اي از درياي بيكران فحش و ناسزاي زبون فارسيه و به قول معروف يك از هزاران و مشتي از خرواره! گاهي اوقات فحش ساختاري تركيبي داره  و به صورت يه لقب يا اسمه. مثلا آمر علي يعني آدم فضولي كه خودش رو نخود هر آشي ميكنه و بيخودي هي جلو ميفته و به اين و اون دستور ميده. يا اتر خان كه بعضي وقتها كلمه ي رشتي هم بهش اضافه ميشه و به صورت اتر خان رشتي استعمال ميشه به معني آدم پك و پز دار پر فيس و افاده‌ايه كه چپ و راست افه‌ي آبدوغ خياري مياد و قپي و قمپز در ميكنه. يا مثلا خديجه خبر كش يا سكينه سه پستون يا خاله خاك انداز، عباسعلي گمرك چي، بند علي بيك، قرتي قشمشم، ميرزا قلمدون، ملا پيناس، شاباجي خله، سيراب سلطان، مادر فولاد زره، دده بزم آرا، كلثوم ننه، خاله رو رو ، يقنعلي بقال، حسن سينه چاك، اصغر چاچولي، يالانچي پهلوان و خيلي از تركيبها و القابي كه ديگه از يادها رفته. طوريكه بيشتر افراد وقتي اونا رو جايي ميشنون يا ميخونن اصلا معنيش رو نميفهمن.

گاهي اوقات هم واژه اي كه به عنوان فحش به كار ميره در اصل معني بدي نداره ولي تو استعمال روزمره، ازش براي تحقير و توهين استفاده ميشه. مثلا انچوچك. اين واژه معني بدي نداره. به تخم يا هسته ي به ميگن انچوچك. ولي مورد استعمالش به عنوان يك فحش اينه كه براي تحقير آدمي كه خيلي الدرم بلدرم ميكنه استعمال ميشه. به اين معني كه ريز ميبينمت يا فرضا به اين معني كه بخواب تو جوب سيرابي! (همون زرت و پرت المه ي تركها!) درست مثل چلغوز كه به معني فضولات و مدفوع پرندگان به طور مطلق يا كبوتر به طور خاصه ولي معمولا به آدم قزبيت و قر و قناس يا گاهي به معني آدم پخمه و مشنگ و گوشكوب و يول ممد و نقلعلي و شاسگول اطلاق ميشه. يا مثلا خارخاسك كه اسم گياهيه و به صورت فحش به معني آدم بيخود و بي خاصيت به كار ميره.

تو جمع آوري همچين فرهنگ جامعي از فحشهاي ايراني كه گاهي ريشه ي تركي و انگليسي و فرانسوي و روسي هم دارن بايد همه ي اين واژه ها آورده باشه. كلا هر كلمه‌اي كه تو عرف به معني توهين آميزي استفاده بشه ميتونه يه فحش به حساب بياد. نه مثل كلمه ي آدم كه فحش يكي از رفقاي ما بود. هر وقت ميخواست به كسي فحش بده بهش ميگفت آدم! وقتي بهش مي‌گفتيم اينكه فحش نيست ميگفت اين ركيك ترين فحشه اگر بفهميد!

علاوه بر اينكه تو جمع آوري اين فحش ها بايد فحشهاي جديدي هم كه تو زبون فارسي وارد ميشه يا به وجود مياد گنجونده بشه. به خاطر همين من هر وقت فحش جديدي ميشنوم سعي مي كنم ضبطش كنم تا اگه يه روزي بعد از نود و بوقي سال، احيانا خداي نكرده زبونم لال جوگير شدم و اقدام به جمع آوري فحشهاي ايراني كردم فحش هاي آپ تو ديت رو هم توش بنويسم كه يه وقت چيزي از قلم نيفته! براي همين عاجزانه و ملتمسانه و مصرانه و چند تا انه ي ديگه تقاضا دارم اگه فحش جديد نويي تو ذهنتون هست محض رضاي خدا و با قصد قربت و نيت پاك و دل صاف اون رو تو كامنتدوني اين پست، با معنا و مورد استعمالش در اختيار  اين بنده ي حقير فقير سراپا تقصير قرار بدين و از رهگذر اين عمل خداپسندانه، سهمي در بالا بردن سطح آگاهي جامعه و اعتلاي فرهنگ داشته باشين! باشد كه بابت اين كرده ي خير يك در دنيا و صد در آخرت نصيبتان شود ان شا ء الله! (اگرم دلتون خواست برعكسش، يعني صد در دنيا و يك در آخرت. اگرم دلتون خواست صد و يك در دنيا و هيچ در آخرت! خلاصه هر جور ميلتونه. هدف ما كسب رضايت شماست)

فقط پليزاً اگه فحش ناجوري به ذهنتون رسيد خودتون ديگه دست به سانسور بزنيد و جاي كلمه ي ناجورش همون حرف اولش رو بذاريد و بقيه‌ي ماجرا رو به ذهن ما بسپارين. ماشالا اينقدر تلويزيون ايران فيلما و سريالا رو سانسور كرده كه قوه ي حدس ذهني ما حسابي پرورش داده شده!

+ نیم تنه ; ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٥
    افاضه ()